السيد موسى الشبيري الزنجاني

2928

كتاب النكاح ( فارسى )

2 / 2 / 1380 يكشنبه درس شمارهء ( 315 ) كتاب النكاح / سال سوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : در بحث امروز ، ابتدا مسأله 42 ( اگر زنى را به عقد خود در آورد و سپس خواهر او را نيز عقد كند عقد دوّم باطل است ) را تكرار كرده و استدلال به آيه شريفه ( وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ ) و روايت مسعدة بن زياد را ناتمام مىدانيم ولى حكم مسأله را از دو روايت زراره استفاده خواهيم كرد . اين دو روايت را صحيحه خواهيم دانست با وجود اينكه موسى بن بكر واقفى در سند يكى از آنها است . زيرا صفوان قبل از وقف ، اين روايت را اخذ كرده است و در اين باره مبناى آقاى خويى را در تصحيح روايت ناتمام خواهيم دانست . سپس با ذكر روايت معارض ، به بررسى جمعهاى موجود بين احاديث متعارضه مىپردازيم . و بعد كراهت و يا حرمت تمتّع از خواهر اوّل ، قبل از انقضاء عدّهء خواهر دوم را مطرح كرده و نهى در روايت را به معناى كراهت خواهيم گرفت . در ادامه مسأله 43 ( لو تزوّج بالاختين و لم يعلم السابق و اللاحق . . . ) و مبناى علماء در استصحاب معلوم التاريخ و مجهول التاريخ را طرح كرده و به چند نكته در ارتباط با طرح مسأله 43 به صورتى كه مرحوم سيد مطرح كرده است اشاره مىكنيم . * * * الف ) بررسى مسأله 42 : [ لو تزوج باحدى الاختين ثمّ تزوّج بالاخرى بطل عقد الثانية ] لو تزوج باحدى الاختين ثمّ تزوّج بالاخرى بطل عقد الثانية به جهت بررسى مجدّد ادلّه ، اين فرع را دوباره تكرار مىكنيم ، ظاهراً در بطلان عقد خواهر دوّمى اختلافى نيست ولى ادلّه آن محلّ بحث است . 1 ) استدلال به آيه شريفه و روايت مسعدة بن زياد : آقاى خويى به آيه شريفه « وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ » استدلال كرده و عقد دوّم را